X
تبلیغات
خسته ی گمشده

























خسته ی گمشده

امروز به معنای کلمه ، خستم ، گمشدم ، تنهام ... 

نگاشته شده در جمعه 1391/02/22- 17:14 توسط محمود|



یعنی میشه یه روز یه همچین جایی رو پیدا کنم ؟؟؟

نگاشته شده در جمعه 1390/11/07- 15:2 توسط محمود|

برای بار صد هزارم گوشش میدم الان...

دانلود

    pApA rOACh - Forever

In the brightest hour of my darkest day
I realized what is wrong with me
Can't get over you. can't get through to you
It's been a helter-skelter romance from the start
Take these memories that are Haunting me
Of a paper man cut into shreds by his own pair of scissors
He'll never forgive her...he'll never forgive her...

Because days come and go but my feelings for you are forever
Because days come and go but my feelings for you are forever

Sitting by a fire on a lonely night
Hanging over from another good time
With another girl... little dirty girl
You should listen to this story of a life
You're my heroine-in this moment I'm lonely fulfilling my darkest dreams
All these drugs all these women
I'm never forgiven... this broken heart of mine

Because days come and go but my feelings for you are forever,
Because days come and go but my feelings for you are forever

One last kiss,
before I go
Dry your tears,
it is time to let you go

One last kiss,
before I go
Dry your tears,
it is time to let you go

Because days come and go, but my feelings for you are forever
Because days come and go, but my feelings for you are forever

One last kiss,
before I go
Dry your tears,
it is time to let you go

One last kiss,
Before I go,
Dry your tears,
it is time to let you go,
One last kiss

نگاشته شده در جمعه 1390/10/23- 1:9 توسط محمود|

خستگی کافیه به خدا کلافه شدم این درد چیه توی دلم چرا ولم نمی کنه هی میخوام بیخیال بشم نمیشه آخه خدا چرا من ؟ همه رو یه جور عذاب میدی منم این جوری ... والا این رسمش نیست . کیه که روی این زمین صاب مرده بفهمه توی دلم چی میگذره؟؟؟ به خدا هیچکس .هرکی ادعاشو داشت گداشتو رفت.چیه که اینطوری همه رو ازم دور می کنه؟ چرا نباید مثل بچه آدم یه دوست خوب داشته باشم و دلم به حضورش گرم باشه. چرا باید دستام تنها باشن.لابد خدا پیش خودش میگه این هنوز اونقد بد نشده که بفرستمش توی این وادی ... من نمیخوام این بد نبودن رو به چه زبونی بگم... این چه دنیایه که هی باید جلوی خواسته هاتو به هزار روش بگیری . چه دنیاییه که توش همش دلم تنگه . تنگ واسه چیزی که ندارم . عاشق کسی که نبوده و نیست ... هیچکس مثل خودم ندیدم تا حالا . یعنی نعمته ؟ یا برعکس ... میگن هرکه بامش بیش برفش بیشتر ... من که دیگه حسابم از بام گذشته ... یه استادیوم خالیه که هی توش برف میاد و پر نمیشه ... خدایا خسته ام ... نه از این زندگی ... بلکه از این تنهایی 

نگاشته شده در دوشنبه 1390/06/14- 2:35 توسط محمود|

امشب رفته بودم یه جایی که میگن چرا رفتی ؟! جای بدیه اسمش بد در رفته ... والا من که چیزی ندیدم ! خب آره اولش دور حوض 2 تا پسر گنده نشسته بودن توی بغل هم ولی مگه چیه منم دوستمو بعضی وقتا بغل می کنم !!! یه دختر بود داشت طراحی می کرد از منظره روبروش که اتفاقا منم روبروش بودم حالا نمیدونم منم کشید یا نه :دی روم نشد برم ببینم یا ازش بپرسم . خلاصه خوبب بود جای دوستان خالخالی.

نگاشته شده در شنبه 1390/06/05- 1:20 توسط محمود|

چشمان زیبا ... بعضی چشما توشون  سگ داره ... وحشیه میخواد بپره روت تیکه پارت کنه . امشب یه چند جفتی از اینجوریاش دیدم . یکی بیاد بگه چشمای من چجوریه نکنه سگ گرفته باشههههههه

نگاشته شده در جمعه 1390/05/21- 2:35 توسط محمود|

‍پیاده رفتن از میدون ونک تا پارک ملت و برگشتن ... سکوت شب ... خلوتی خیابون ... آدم بعضی وقتا به یه همچین کارایی نیاز داره...توی اون مدت خیلی فکرا رو توی ذهنت سر و سامون میدی ... بهونه خوبیه واسه خلوت کردن با دل ... و فهمیدن اینکه چقدر دستات تنهان

نگاشته شده در پنجشنبه 1390/05/20- 23:29 توسط محمود|

یه حس جدید ... یه آرامش ناب ... مثل وقتی که سوار قایق باشی و نسیم خنک نصف شب روی صورتت میرقصه ... همه عمرمو صرف ‍‍‍‍‍بیدا کردنش می کنم ... حتی به قیمت همه چیز ... فک می کنم هدفم از زندگی همینه

نگاشته شده در چهارشنبه 1390/05/19- 2:48 توسط محمود|

ساحل دوستت دارم ... عاشقتم .... دلم میخواد صبحا با صدای تو از خواب بیدار شم و شبا کنار تو بخوابم ... دوست دارم همیشه پیشت باشم ... توی غم و توی شادی ... دوستت دارم ساحل ... خوبه که همیشه آروم باشی ... از اون وقتایی که عصبانی هستی اصلا خوشم نمیاد ... کاش میشد باهات یکی بشم .... کاش میشد . اون موقع دیگه کسی اشکهامو نمیدید ... صدای گریه هامو نمی شنید ... 



نگاشته شده در شنبه 1389/12/28- 23:24 توسط محمود|

یه جایی پیدا شه حتی صدای هوا هم نیاد......

نگاشته شده در چهارشنبه 1389/12/18- 20:48 توسط محمود|


نوشته ها ...
» خسته
» میخوام ... :(
» Forever
» چرا؟
» پارک دانشجو
» چشم ... (eye)
» یک شب دیگر تنها...
» حس جدید
» ساحل
» هیسسسسس